تـــــــو همان آب گوارای به وقت سحری

نچشیدم لبی از تو

اذان را گفتند . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



ماه را مـــی بوسم

دهانم

بوی تـــــو را می گیرد . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



تـــــو از موسی پیامبرتری

به جای اشاره نگاه کردی

به جای دریا دل من شکافته شد . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



عمقِ چشم هایت

قصه ی هزار و یک شبِ یلداست

تمام نمی شود هر چه می خوانم . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



از روی کینه نیست

اگر خنجر به سینه ات می زنند

این مردمان تنها به شرط چاقو دل می برند . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



فقط چند قدم مانده بود

برسم به تـــــــو

اگر این خواب ادامه داشت . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



ایســــــتــــاده ام

بگذار سرنوشت راهش را برود

مـــن ، همیــن جا ، کنار قـــول هـایت

درست روبروی دوست داشتنت و در عمق نبودنت . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



چشـــمانت

ارتش هیتلر است

و دل من لهستانی بی دفاع . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



دستت را رو کن نترس

پــــوچ هم که باشد

در دستان تـــــو گل می شود . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



ببخش اگر شعرهايم هيچ آهنگي ندارد

آخر تويي را در خود جاي داده

که به هزار قافيه و رديف و آهنگ مي ارزد . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



من

مسئله ای ساده هستم

حل می شوم روزی در آغوشت . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



از رادیو دست می کشم

موجی زیباتر

از موهای تــــو نخواهم یافت . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



 

حالا که رفتـــــه ای

پرنده ای آمده است در حوالی باغ رو به رو

هیچ نمی خواند فقط  می گوید :  کو کو . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



قلبم تیر می کشد

این تنها طرحی ست که از تــــو  

در سینه ام به یادگار مانده است . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



روزهایم را

خیابان های این شهر گرفته اند

و شب هایم را خواب های تو . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



درست وسط پیشانی ات

 می شود قبله گاه لب های من

بوسه هایم را همان جا حواله می کنم . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



دلتنگی یعنی

فاصله ای که با هیچ بهانه ای

پر نمی شود . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



برای آمدنت

در هیچ معبدی شمع روشن نمی کنم

دلم روشن است می آیی . . .

+ ۹۴/۰۴/۱۹ | | Meysam | |



“ذبح” هم شرایط دارد

تباهم کردی

بس که “با پنبه” سر بریدی . . .

+ ۹۴/۰۲/۱۲ | | Meysam | |



سیاه قلم یعنی

چشمهای تــــــو

در عمیق ترین تابلوی خیرگی به من . . .

+ ۹۴/۰۲/۱۲ | | Meysam | |



هوایم را داشته باش

من خودم را به باد داده ام

برای تـــــــو . . .

+ ۹۴/۰۲/۱۲ | | Meysam | |



برای آمدنت

در هیچ معبدی شمع روشن نمی کنم

دلم روشن است می آیی . . .

+ ۹۴/۰۲/۱۲ | | Meysam | |



فرهاد می دانست

صد سال نمی تواند کوه را بکند

فقط می خواست یک بار

اسمش را با شیرین بیاورند . . .

+ ۹۴/۰۲/۱۲ | | Meysam | |



صبر یک فریب بزرگ است

سالهاست با قوره ها کلنجار می روم

حلوا نمی شوند . . .

+ ۹۴/۰۲/۱۲ | | Meysam | |



نگاه کن

پرنده ای شده ام برای خودم

بس که بال بال زده ام برای تـــــــو . . .

+ ۹۴/۰۲/۱۲ | | Meysam | |



کـابوس یعنــی 

خـوابـی کـه

تـــــــو در آن نباشــی . . .

+ ۹۴/۰۱/۳۱ | | Meysam | |



هر شب

پتروس شهر من خواب است

وقتی چشمانم چکه می کند . . .

+ ۹۴/۰۱/۳۱ | | Meysam | |



در این بهار

چیزی جز جای خالی تــــــو

رشد نمی کند . . .

+ ۹۴/۰۱/۳۱ | | Meysam | |



مهرماه ۱۳۹۰

وبلاگ دل نوشتــــــه ها تعطیل شد ...!!!

رفتن دلیل نمی خواهد بهانه های ماندنت که تمام شود کافی ست ...

+ ۹۰/۰۷/۱۴ | | Meysam | |



آخر قصه ما را
همان اول لو داده اند
جایی که گفتند : یکی بود ، یکی نبود ...!!!

+ ۹۰/۰۷/۱۲ | | Meysam | |